تبليغاتX
به وبلاگ جبران تنهايي ها خوش اومدين جبران تنهایی هام


جبران تنهایی هام

درد و دل
Yahoo
آرشيو
دوستان الهام
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

دلم گرفته ، اى دوست ! هواى گريه با من‏

گر از قفس گريزم كجا روم ،  كجا ، من؟!

كجا روم ؟! كه راهى به گلشنى ندانم‏

كه ديده بر گشودم به كنج تنگنا ، من‏

من بسته‏ام به كس دل نه بسته دل به من كس‏


نويسنده: الهام مورخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386 در ساعت: 16:36
|+|
این روزها...

این روزها...

این روزا کار آدما رفتن و دل شکستنه

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا کار آدما رفتن و بی قراریه

تنها بهانشون فقط عکسای یادگاریه

این روزا آدما وقتی واسه هم ندارن

تنها می زارن عاشقو موقعی که کم میارن

اگه برات زحمتی نیست برسر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون


نويسنده: الهام مورخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386 در ساعت: 16:31
|+|
افسوس
 

می خواهم با دستانم اشک هایش را از روی گونه پاک کنم

ولی افسوس!

می خواهم یک بار دیگر در چشمان گیرایش خیره شوم و نگاهش کنم

ولی افسوس!

می خواهم در آغوش امنش جای گیرم و از هیچ چیز نهراسم

ولی افسوس!

افسوس که او گریه می کند و من قدرت پاک کردن اشکهایش را ندارم

افسوس که او به من خیره شده ولی چشمان من بسته است

افسوس که آغوشش خالیست و من تنهایم

صد افسوس که او دیر فهمید دوستش دارم

دیر فهمید قلبم برای او می زند

حال که از این راز با خبر گشته اشک می ریزد

ولی افسوس خیلی دیر است

حال که تنها جسمم در مقابل اوست

و روحم جای دیگری است

حال که مرگ بی رحم مرا از جسمم جدا کرده

برای عشق خیلی دیر است

روح ناامیدم می بیند که او دست سرد جسم بی جانم را گرفته

و اشک میریزد

ولی افسوس...افسوس باز هم نمی داند روح من هم متعلق به اوست

افسوس! روزی خواهد فهمید که روحم مرده باشد

 


نويسنده: الهام مورخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386 در ساعت: 16:28
|+|