تبليغاتX
به وبلاگ جبران تنهايي ها خوش اومدين جبران تنهایی هام


جبران تنهایی هام

درد و دل
Yahoo
آرشيو
دوستان الهام
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
سلام عزیزان

سلام به دوستای عزیزم که تازه با هم آشنا شدیم و لطف میکنن و به وب من سر میزنن از اینکه تا حالا تونستم خیلی راحت با شما عزیزان ارتباط برقرار کنم خیلی خوشحالم امیدوارم که از دیدن وب من راضی باشید لطفا اگه جایی ایرادی داشت یا اگه پستی و نمیزاشتم بهتر بود و .... حتما بهم بگید من آدم انتقاد پذیری هستم و حتما اونو تغییر میدم از بچه های دانشگاه هم که آدرس وب منو پیدا کردن و بهم سر میزنن ممنونم و می خوام که چیزایی رو که تو وب میبینن تو کلاس بهم گوشزد نکنن چون محیط دانشگاه با محیط خونه که من این وبو درست میکنم فرق داره حالا تا الان چیزایی رو که شنیدم بیخیال شدم ولی خواهشن کمی منطقی باشید راستی حجم وبم خیلی بالا رفته و مجبورم که بعضی عکسا رو پاک کنم شرمنده ممنون از همتون خوش و خرم باشید.(الهام)


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 8:3
|+|
از کجا؟

از کجا شروع کنم ؟

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد

از کجا شروع کنم ؟

با اولین سلامش

معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد

او قلب مرا پر کرد

او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند
با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که

می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

و او آنجاست


نويسنده: الهام مورخ: سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 7:46
|+|